دخترک کبریت فروش

دخترک کبریت فروش…کنجه خیابونای غم
اسیره قصه ها شده…اینجا مثه یه متهم
رویایه کودکانشو….گم کرده توی این شبا
دستاش دارن یخ میزنن …از نفس ما آدما
هنوز تموم دغدغش…تاریکی این خونه هاست
اما بازم مثله قدیم…کبریتاشو کسی نخواست
حتی نگاش نمیکنن…..رهگذرای بی خیال
دیگه داره یادش میره این آرزوهای محال
………………..
دخترک کبریت فروش…. هنوز توی این کوچه هاست
شاید همین نزدیکیا….. همسایه منو شماست
میدونه بازم میمیره…..تنها تو این سیاهیا
بازم یه قطره اشک میشه…تو قصه بچه گیا
…………………
دخترک کبریت فروش…….. کنج خیابونای غم
نشته توی غربتش….با کبریتای خیلی کم
کبریتاشو نمیسوزه………میخواد که یادگار بشن
میخواد چراغ راه اون ……. مردای روزگار بشن
اما هنوز نمیدونه….مردای روزگار کجان
شاید توی واقعیت………..یا اینکه توی قصه هان
………………….

دخترک کبریت فروش…. هنوز همین دورو براست
شاید همین نزدیکیا….. همسایه منو شماست
میخواد که شب تموم بشه…. تا که بره به آسمون
بره بازم پیشه خدا………فرشته های مهربون
in sher too mosabeghate adabiye oloompezeshkiye kerman rotbe 2vomro kasb karde ishala gharare tavasote yeki az khanandehaye rocke kerman ta ye mah dge tanzim beshe ishala oon moghe mizaramesh too bakhshe taranehaye ejra shode

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقاي خالقي درود بر شما @};-
  • ایده خوبی داشت @};-
    • مرسی همونطور که همه میدونیم ترانه سرایی تو ادبیات امروز موفقه که خاص بنویسه نه قشنگ!!! یعنی خاص نوشتن مهمتر از قشنگ بودنه!!! یعنی از جدایی اگه بخوایم بگیم خاص باید بگیم مرسی از نظرتون
  • سلام عالی بود و با احساسی از درام سینمایی.
  • سلام خیلی خوب بود دادا پیشا پیش تبریک برای اجرا @};- @};-
  • سلام نه به این ، نه به آتنا !!! :-? زیبا بود . حس خوبی هم داشت @};- درود @};-
  • قلق گیریت منو گرفت... اگر برای یزدانی میخواید ارسال کنید به فیس بوکش بفرستید اون اکانتی که شماره نداره تقریبا روزی دو سه بار انلاین میشه با اون و بعیده جواب نده @};- من رو که نشده بی جواب بزاره
  • سلام عباس جاان..نقدها سازتنده ترین ابزار برای ساخت یه ترانه ی فوق العادس..زیبا بود ولی بعضی جاهاشو گیج شدم کبریتاشو نمی سوزه!!!! ممنونم @};-
    • امیر جان ممنون از نظرت ما باید با همین نظرا و انتقادات رشد کنیم و ببالیم ولی فک نکنم جایه گیج کننده ای داشت کبریتاشو نمیسوزه...اگه یادت باشه تو داستان برای گرم شدن خودش شروع کرد به سوختن کبریتاش...اما اینجا دیگه حتی برا گرم کردن و نجاته خودشم این کارو نمیکنه بارم ممنون
  • مرسی خیلی زیبا و احساسی بود .حرفتون به دل نشت این دخترک نماده یه آدم فقیر نیست بلکه نماده منادی روشناییه که ما نادیدش گرفتیم در طول عصرها و زمان های متفاوت کاره زیبای شما وقتی نمود پیدا میکنه که با کلمات ساده مفهوم رو عالی رسوندین @};-
    • آفرین اولین کسی که فهمید حرفه دله منو تو این ترانه صد احسنت خانم واقعا درکه ترانه ی باالایی دارید تبریک =D> =D> اینجا اگه کلماته ساده به کار ببری بهت میگن کلمات تکراری که ناشی از درکه پایینه ولی شمایید که فهمیدی الان جهانه ادبیات به سمتی میره که باید حرفتو و یه مفهموم رو پشت واژه های ساده و کوتاه پنهان کنی تا طرفدار پیدا کنی نه یه مفهومه ساده و تقریبا الکی رو پشته واژه های ثقیل مثله سلاله، غمزه، تلالو،هیاهو و اینا بنویسی ما یه بار اعتراض کردیم به این مساله منو که شش سال شعر میگم چندین مدرکو جایزه که جایه گفتنش اینجا نیست دارم رو نادان خطاب کردن و به حرفه من توهیین کردن بیخیال..................... اونا فقط نعریف میخوان ما هم همینو میگیم
      • شما ناراحت نشید خب احتمالن از ادبیات پست مدرن اطلاعی ندارن.و اینم بگم رشته شما که قربون خدا برم معدن پول سازیه :-) پس نگران توحین بهش نباشید بازم مرسی از ایت ترانه فوق العاده
  • سلام جناب خالقی ترانه ی قشنگی بود و خاطره انگیز دوس داشتم ترانه ی شمارو با مهر @};- @};-
    • مرسی ولی نه مثله تندیسه تنهایی شما کاره شما برخواسته از رویایه پاکه یک زنه اما کارای من همیشه امیخته با این خشونته درونمه که کاریشم نمیتونم بکنم مرسی از نظرتون
  • سلام عباس جان دلم نیومد از کنار ترانت بی تفاوت رد بشم دوباره برگشتم سعی کن اسطوره های داستانی رو مخاطب قرار ندی ترانت فسیل میشه حیف وقت و انرزی هست ه هدر بره ربان شعریت گویاست ملودی به دل میشینه معلومه با اهنگ نفس کشیدی استخون ترکوندی با ساختار و اصول اشنائی سعی کن ترانت نوستالزی یا در امروز باشه بدون اشاره به گذشته هدفم فقط کمک بود و چون کار جونداری بود میدونم بهتر مینویسی چون استعدادشو داری @};-
    • بازم سلام نفهمیدم یعنی چی که فسیل مشیه ترانت!!! آره هم نفس زیاد کشیدم هم سیگار!!! آخه کاتالیزر ذهنه من همین لعنتیه :-S بیخیال ممنون از نظرت اما این ترانه عین واقعیته همین اطرافه ما همین جا داره هر روز اتفاق میوفته و ما هم همون رهگذرای بیخیال شعر مسیحای اخوان رو هم بخون مرسی @};- @};-
  • وای واقعا زیبا بود @};- @};- @};- موضوعی بسیار جدید فضاسازی خوب و بیان درده مشترک =D> =D> از قاقیه های بسیار جالب و جدید مثله متهم و غم استفاده کردید که فک کنم اولین بار در یک ترانه باشه بقیه قافیه ها هم عالی.حتی آرایه هم به کار بردید.اگه اشتباه نکنم اسیر قصه ها ایهام داره یعنی هم قصه های کودکی هم مشکلات زندگی :S اگه این آهنگ با یه صدای حماسی مثله رضا یزدانی یا محسن چاووشی خونده بشه میتونه آهنگه سال بشه در ضمن ریتمی که تو ذهنه من اومد ریتم آهنگ حرفای شخصی رضا یزدانی از آلبوم ساعت فراموشی منتظره کارای بعدیتون هستیم آقای دکتر :-) @};-
    • سلام نظره لطفتونه خانم آره آرایه که نه اما یه اشاره به دوتا مفهومی که گفتید داره اتفتقا را رضا یزدانی ایمیلش کردم اما جوابی نیومد =(( :-( آره سعی کردم قافیه های جدید به کار بگیرم مرسی ولی ما هنوز 4سالی داریم دکتر بشیم ایشالا اون موقع همه برو بچه های سایت یه ویزیته مجانی دارن در مورد پیامتونم باید بگم من پیانو گیتار سه تار کیبرد و ویولن را به طور تقریبا کامل و گیتار الکتریک و دف رو به طور مبتدی بلدم و آهنگ سازی هم میکنم ممنوم از نظرتون @};-
  • حس قشنگی داشت @};- دوسش داشتم ، یاد بچگی یام افتادم @};-
    • بچگی از این کلمه متنفرم!!! مرسی از نظرتون
      • منظورم این بود که چون سنمون کم بود این کارتونو میدیدیم منو برد به حال و هوای اون موقع @};- کارت متفاوت بود like @};-
  • خیلی رک بگم : من ترانه آتنات رو باز نکردم و همون چند خط اول دلم رو زد . چهره ت هم به خاطر اون آرشه و ویولونی که دستت هست تو ذهنم موند ه . اصلا این کارت با آتنا قابل مقایسه نیست . واقعا زیبا سرودی : ویایه کودکانشو….گم کرده توی این شبا دستاش دارن یخ میزنن …از نفس ما آدما @};- @};- @};- لایک ...
  • این کار رو از بقیه کارهاتون بیشتر دوست داشتم
    • عزیز تو که خواننده ای باید میفهمیدی اون کارا یه جور قلق گیری بود از شعرای متوسط قدیمی از این به بعد فقط کارای خوبمو میذارم مرسی
  • سلام یه حس اشنا داشت کلامت به یاگا بماند که بوی او دارد @};-
  • سلام... روایت زیبایی بود... خوشم اومد و لذت بردم @};- =D>
  • سلام خواندم زیباست لذت بردم درود @};- =D>
  • دوست من شما که اینو میتونی بگی چرا آخه آتنا بسیار زیبا بسیار یه جاهاییش فقط کاش از کلمه این استفاده نمیکردی و همینطور کبریتاشو نمیسوزه………میخواد که یادگار بشن میخواد چراغ راه اون ……. مردای روزگار بشن اینجا اگه اینجوری بشه زیباتر نیست؟ کبریتاشو نمیسوزوند،میخواست که یادگار بشن میخواست چراغ راه اون،مردای روزگار بشن یا اینجا هنوز تموم دغدغش…تاریکی این خونه هاست این میشد: هنوز تموم دغدغش،تاریکیای خونه هاست چون این اشاره به چیزیِ که ما باید قبلش در موردش گفته باشیم که بیتای قبلیش حرفی نیومده بره بازم پیشه خدا………فرشته های مهربون یا اینکه: آخه جاشون پیش خداس،فرشته های مهربون مرسی از کارت و اینا صرفا نظر بود که از نظر من میتونست کارتو تبدیل به یه کار ماندگار کنه
    • امید جان دقت نکردی من میخوام بگم که هنوز این قصه تکرار میشه پس باید همون فعل حال نمیسوزه رو به کار بگیرم از استفاده لغت این و هنوز هم منظور داشتم که بگم از قدیم تا حالا یسری اتفاقات تکرار میشن مرسی از نظرت
      • میدونم عزیز منظورتو گرفتم و درسته برای اشاره به گذشته و اینکه این طاعون هنوزم گریبانگیر دنیامونِ حق داری من هم تقریبا 99% کارام از همین درد میاد و اینکه زجر آگاهی رو باید به تنهایی به دوش کشید یه ترانه امشب گذاشتم که باز از همون حسیِ که درگیرشم خوب که دردرو میفهمی اما جدا با قلم خوبت سعی کن که دیگه کار سفارشی اونم حداقل عین آتنا قبول نکنی میدونی چرا چون به اسم اینکه تو ضعیف نوشتی تموم میشه هیشکی نمیاد بگه اه این خواننده داره چی میگه میگن این چیه شاعرش کی بوده میدونی چی میگم گرفتی؟ چون کارای قویتو تحت الشعاع قرار بده راجع به پری دریایی منم تند رفتی اون یه توپ دارم قلقلیِ نیست قلمبه سلمبه ام نیست صرفا از کلماتی که داریم میشنویم دوره آره وزنش آشنا نیست چون من به نو آوری معتقدم و اینکه باید رها خونده بشه یه کار دکلمه مانند اما آوازی تلفیق راک و سنتی رقیق شده کلی منظور داشتم ازش تو که دردو میفهمی انتظار داشتم بگیریش که اونطوری گفتی به هر حال خوبه این درد نویسی رو ادامه بده کارای دیگمم بخون تا بدونی از ساسی مانکن نویسا نیستم