دوری و دوستی

منو نشناختی مسافر

شدی از دلم فراری 

تو سرت هوای کی بود؟

واسه کی چشم انتظاری؟

بعد یه عمری رفاقت 

حالا دستات چرا سرده؟

چشمای سیاهت انگار

دنبال یکی می گرده

چرا باز بریدی از ما؟

پا گذاشتی رو گذشته

گفتی که دوری و دوستی

هر کی رفته برنگشته

از کنار عشق پاکم

چرا آسون تو گذشتی

صبح یه غروب غمگین 

کاش می شد که بر می گشتی!

هنوزم رو ساحل دل

ردپایی از تو مونده

عطر اون روزای آبی

منو دنبالت کشونده

من تو رو قسم نمی دم 

به گل و باغ و ستاره

اگه خواستی جون پناهی

آغوشم بازه دوباره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: