آدم بـــ ـــرفــیـــــــ

یه مرد برفی توو خواب من بود

با چشم بسته ش بازم می بینه

و لحظه هایی کــه قــدّ نووحن

تا کَشتی ما به گِل می شینه

 

 

چــه اشتباهی ازم بـــر اومد

دروغ چشماشو خـوب بلد بود

منم که ساده خیال می کردم

تموم حرفــات یـــه مستند بود

 

 

یــه روز کــه دنیا دست تـــو افتاد

دلــــم رو پُـــر کرد یه قبر وحشت

حالام کـــه ابرم همش می ریزم

چـه قطره قطره به روی نیمکت…!

 

 

و عاشقی کــــه ولــی همیشه

بـــــه جستجویِ یه سوءظن بود

بـــریــده نــاف تـــوو قصّه مون و

بـــه تیغه یی کــــه شبیه زن بود

 

 

تــــــو جبهـــه یــی از زمینِ مین ام

تـــا وقتی خونــه واسه خـودم نیست

کجــــای جـــــادّه بـــه پشت مــن بود

که هف تیرش هی داد می زده ایست!

 

 

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام کامران عزیز همه چیزش خوب بود... نظر خانم پورمحمد هم در باره استفاده "وَ" در ابتدای مصراع قابل تامله، به نظر حقیر قدری ناخوشایندی در زبان ایجاد می کنه و فرم محاوره ش رو به هم میزنه. اما درباره ی اینکه فرموده بودند که در شعر مجاز نیست موافق نیستم "وَ" در ابتدای مصراع توسط خیلی شاعران غزل فرم و روایی استفاده میشه... موفق باشی @};- @};-
  • سلام خوشحالم که از شما می خونم، از ترانه ها و نقدهاتون همیشه یاد می گیرم ترانه ی خوبی بود و کلی فکر کردم تا بالاخره رابطه ی بین مرد برفی، من و تو و او رو کشف کردم سطر /چه قطره قطره به روی نیمکت/، ذهنم مشغول شد که چرا /نیمکت/، به خصوص که قبل از این بخش چیزی در مورد نیمکت گفته نشده، مثلا یه نیمکت خاطره انگیز
  • کار قشنگیه دوست من .... =D>
  • کامران عزیز درود ترانه ی جون داری بود و البته وزن هم خوب و درست فقط یه چیز کوچولو ((ییــه روز کــه دنیا دست تـــو افتاد)) اینجوری بهتر نمی شه ؟ یعنی رو وزن تر ((یه روز که دنیا توو دستت افتاد)) ؟؟؟ @};- @};-
  • سلام دادا لذت بردم موفق باشی
  • سلام کامران عزیز مثل همیشه لذت بردم . دست مریزاد @};- @};- @};-
  • سلام دوست گلم زیبا بود لذت بردم
  • سلام..زیبا بود و خوشم اومد..با سعیده و حامد کاملاً موافقم.. سپاس... @};- @};-
  • سلام کامران عزیز ترانه ی قشنگی و با مفهومی بود فقط یه سؤال:چرا همش سر و کارت با بمب اتم و مین و هفت تیره؟!قبلا هم توی کارهات از اینا دیدم :S لایک.... @};-
    • درود سرکار خانم صدیقه! ممنون برای حضور خوبت لطف داری شاید به این ربط داشته باشه: مشاهدات و تجربیاتی که از پیرامون طی این دو سه ما داشته بودم منابع خیال شاعر و ترانه سُرا چن چیزه: شهودی، تجسم و خیال و ... همیشه شاد زی
  • کامران جان با نظر حامد موافقم،تو ذهن خلاق و روشنی داری و زوایه ی دیدت خیلی وسیعه اما از نظر پرداخت کمی مشکل داری،مثلا همین ترانه شروع خوبی داشت اما در ادامه وزنش به مشکل خورد و روون خونده نمیشد یا اینکه چند جا مصرع ها رو با "و" شروع کرده بودی که این کاملا غلطه و شعر و ترانه به هیچ وجه با "و" شروع نمیشن چون کاربرد این حرف به این شکل مخصوص نثر و شعر سپیده.در کل تواناییهات واقعا بالاست و باید بگم فقط نیاز به دقت بیشتری داری،ممنون :-) @};-
    • به عقیده من استفاده از و بسگی به جنس تران هداره تا حدودی مثلا هادی پاکزاد زیاد "و" میگه : کلاغها هر روز از نیمی از من میترسند و لاشخور ها شب روی نیمه دیگه می رقصند یا مثلا کمی جلوتر از همین ترانش میگه : و تو درست به کسی زندگیتو مدیونی که مدت ها ست از اون هیچ چیزی نمیدونی یا در یک ترانه دیگه فوران "و" داره و ابر ها پاییم میان .....و رو شیشه پر نم میشه و صورتت با لبحندی.... از ذهنم محو و کم میشه
    • به عقیده من استفاده از و بسگی به جنس ترا نه داره تا حدودی مثلا هادی پاکزاد زیاد "و" میگه : کلاغها هر روز از نیمی از من میترسند و لاشخور ها شب روی نیمه دیگه می رقصند یا مثلا کمی جلوتر از همین ترانش میگه : و تو درست به کسی زندگیتو مدیونی که مدت ها ست از اون هیچ چیزی نمیدونی یا در یک ترانه دیگه فوران "و" داره و ابر ها پاییم میان .....و رو شیشه پر نم میشه و صورتت با لبحندی.... از ذهنم محو و کم میشه
      • ممنون حامد جان که این رو از آقای پاکزاد نوشتی.. همون مربوط به سلیقه و حس ترانه مربوط میشه... که خیلی چیزا موقع پیاده شدن ملودی.. روی ترانه ادیت می خوره مرسی
    • درود سعیده جان! ممنون برای حضور و توجهت تموم این ترانه طبق این وزنه: مفاعلن فع مفاعلن فع // یا // مفاعلاتن مفاعلاتن دو بند اول رو برات تقطیع عروضی می کنم: یه مرد برفی / مفاعلن فع یا مفاعلاتن توو خواب من بود / مفاعلن فع یا مفاعلاتن با چشم بسته ش / مفاعلن فع یا مفاعلاتن بازم می بینه / مفاعلن فع یا مفاعلاتن و لحظه هایی / مفاعلن فع یا مفاعلاتن که قدّ نوحن / مفاعلن فع یا مفاعلاتن چه اشتباهی / مفاعلن فع یا مفاعلاتن ازم بر اومد / مفاعلن فع یا مفاعلاتن دروغ چشما / مفاعلن فع یا مفاعلاتن شو خوب بلد بود /مفاعلن فع یا مفاعلاتن منم که ساده /مفاعلن فع یا مفاعلاتن خیال می کردم/مفاعلن فع یا مفاعلاتن تموم حرفات /مفاعلن فع یا مفاعلاتن یه مستند بود/مفاعلن فع یا مفاعلاتن همیشه شاد زی
  • سلام جناب قائم مقامی ترانه ی زیبای شمارو خوندم و لذت بردم از رقص واژه ها. عاااااالی بود. برای بزرگداشت خیام یک رباعی از خیام تقدیم شما: چون در گذرم به باده شویید مرا تلقين ز شراب ناب گویید مرا خواهید به روز حشر یابید مرا از خاک در میکده جوييد مرا با مهر @};- @};-
  • درود بر شما.زیبا بودمرسی.با وزن خوب کنار نیومدم اما موضوع و کلمات را دوست داشتم...مرسی.با مهر.پهلوان @};-
    • درود خانم پهلوان! ممنون برای حضورتون لطف دارید تموم این ترانه طبق این وزنه: مفاعلن فع مفاعلن فع هر قسمتی رو که نتونستید خوب بخونید، بگید تا تقطیع عروضی رو براتون بنویسم همیشه شاد زی
  • سلام . ترانه ی زیبایی بود . موفق باشید =D> @};-
  • کاوه جان همیشه ذهنت رو دوست داشتم تو چیزایی رو میبینی که کمتر کسانی میبینن ذهن خلاق و روشنی داری بهت تبریک میگم @};-
  • سلام خوب بود . ممنون @};-
  • سلام ترانه ات را خواندم و لذت بردم درود @};- =D>
  • سلام... درود بر احساس زیبایی که دارید... بسیار لذت بردم... فرصتی شد به منم سربزن% بدرود @};-