حواست هست؟

 حواست هست به مردابی که توش داری فرو میری؟

 

حواست هست چقد ساده داری این گوشه می میری؟

 

یه کارتن سهمت از دنیاس تهِ این کوچه ی تاریک

 

تهِ این کوچه که مرگو به قلبت می کنه نزدیک
 

 

واست هیچی نمونده جز،یه جسمِ پیر و آواره

 

که نبض لحظه هاش دستِ سرنگ و دود و سیگاره

 

حواست هست به راهی که نرفته خورده به بن بست!

 

کجا بودی،کجا هستی! به این چیزا حواست هست؟
 

 

چشات دارن نشون میدن دلت از زندگی سیره

 

از این روزای تلخی که واست تاریک و دلگیره

 

می دونم خسته ای اما،نشو تسلیمِ این تقدیر

 

دوباره روح و برگردون به این جسمِ نحیف و پیر

 

تو میتونی،نگو دیره،نگو سخت و نفس گیره

 

تو پاشو یک قدم بردار،خدا دستاتو می گیره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: