چی بگم
چی بگـــــــــم از دستت ای زمونه……کی به جز تو دردمو میدونه
دردی که بریده امونمو…..تو گرفتی از من وجودمو
من بدونِ اون ندارم دووم…..من با وجودش میگیرم آروم
نگاهش بود تمام هستیم….ما با هم نامه ی عهد رو بستیم
خنده هاشو میخواستم تا ابد….سکوت محضِ از الان به بعد
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد