….

چقدر بَدَن این لحظه های بی طاقتی
تو فکرتم هر ثانیه و هر ساعتی
چقدر دلم میخواست همیشه بودی پیشم
هر روزِ ماهُ برات فدایی میشم
من فقط آروم میگیرم تو آغوش تو
چه سخته از یاد بردن و فراموش تو
اینکه بخوام ازت دل بکنم محاله
تو چه میدونی که بی قراری چه حاله؟
انگاری قسمتم شده باشم اسیرت
چی میشد تو زندگیم بودم هم مسیرت؟
——————————————————–
اینو ۲ ساعت بعد از سال تحویل نوشتم نمیدونم چرایه دفعه ای دلم گرفته بود تنها راه آرامشم نوشتن بود که این دراومد منتظر نقداتون هستم دوست جونیام….

از این نویسنده بیشتر بخوانید: