مادر

ازوقتی که تورفتی گلها بهونه کردند
گنجشککای خونه رفتند که برنگردند
ازوقتی که تورفتی خورشیدبی قراره
شب نورماه با من از تو گلایه داره
روآینه اتاقت گرد غریبی مونده
واسم کسی لالایی بالحن تو نخونده
حوض حیاط خونه باغصه خوگرفته
شایددوباره مادر قصد وضوگرفته
روطاقچه اتاقت سجاده بسته مونده
عطرنمازصبحت روقلب خسته مونده
خونه بدون مادرخاموش وسوت وکوره

طعم صمیمی عشق ازقلب ماچه دوره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: