شریک

شریک

توخورشیدی که تابیدی

توی تاریکی شب هام

تودریایی توبارونی

توو داغ آتیش تب هام

تواون رویای زیبایی

که هرشب خوابشو دیدم

مث مژده رسیدی و

توو اوج غصه خندیدم

بمون تاگرمی دستات شریک زندگیم باشه

صدای مخملین تو دوای خستگیم باشه

میدونم سردی پاییز

نشسته توی این بیشه

میدونم بعضی از شبها

شب دلمردگی میشه

میدونم کوچه تاریکه

هنوزتوخونه دردی هست

میدونم بعضی ازشبها

شبای تلخ وسردی هست

بمون تاگرمی دستات شریک زندگیم باشه

صدای مخملین تو دوای خستگیم باشه

پری کوچیک قصه

توو اقیانوس تنهایی

من اون همراز همدردم

تواون همراه زیبایی

بیابامن کنارم باش

عزیزخوب این خونه

شریک ناب تنهایی

که دنیا بی تو زندونه

بمون تاگرمی دستات شریک زندگیم باشه

صدای مخملین تو دوای خستگیم باشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: