نشون به اون نشونه

نشون به اون نشونی که یه روز بهت میگفتم
میری و بر میگردی گفتم از پا می افتم

نشون به اون نشونی که تو کوچه زیر بارون
لبام باهات حرف میزد گفتم بمون مهربون

گفتی که میخوای بری خسته شدی از اینجا
گفتی که تو قصه هاس تمام دوست داشتنا

گفتی بهم تو اون شب باید فراموش کنم
تمام خاطرات و یک شبه خاموش کنم

ولی بازم میگفتم نشون به اون نشونه
سر قرار میمونم بی حرف و بی بهونه

دیدی حالا برگشتی دوباره توی خونه
یادت میاد میگفتم نشون به اون نشونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: