من ازت می ترسم

من ازت می ترسم که دارم کم می شم

اونقدر تنهام که بی تو محکم می شم

به تو عادت کردم که نباشی اینجا

من ازت دل کندم که نبینم رویا

واسه شب های من دیگه رویا بسه

کوچه ی عشق ما آخرش بن بسته

نه گل سرخی هست نه شقایق داریم

نه کنار دیوار دو تا عاشق داریم

دیگه شعرای من کوچه رو رد کرده

هر کسی تنها رفت به خودش بد کرده

نه گلایه مونده نه ازت دلگیرم

فقط از این برزخ با خودم درگیرم

نه باهات می مونم نه ازت دل کندم

مثه یه بازنده ته بازی موندم

نمی دونم بردی یا به چشمات باختم

نمی دونم چی شد که تورو نشناختم

تو نه رویا بودی نه واسم کابوسی

اگه توی قلبم بمونی می پوسی

واسه تو جایی نیست توی دنیای من

واسه من آسونه لحظه های رفتن

فکر نکن که بی تو دیگه تنها موندم

آخرین باره که بازم از تو خوندم

برو فردا بی تو واسه من معلومه

ضربان قلبم دوباره آرومه

همه می دونن عشق آخرش غمگینه

چاره ای نیست این غم هرچقدر سنگینه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: