بوم شب

بوم شب
تو یه ماهی توی دریا ، تو عزیزتر از وجودم
تو فروغی توی صحرا ، نورِ دل بر تو گشودم
تابشی ، مهری ، جمالی ، روشنی بر این جهانم
کهکشانی ، آسمانی ، با نگاهِت من جوانم
تو یه اشکی در رخِ غم ، یا که سیلابی رو دردم؟
تو همان عشقی عزیزم بی وجودت سردِ سردم
تو یه مهتابی تو شبهام ، آسمونی پر ستاره
توی دیدارِ ترانه ، تو نُتی برام دوباره
غرقم از مستیه چشمات ، با دلی آزرده از غم
می رم از صحرای قلبت ، زیرِ این بارونِ نم نم
با لباسی پاره پوره می رسم پای درختی
می کشم دردِ فراغت روی بومِ شب به سختی

جاسم ثعلبی (حسّانی) ۱۲/۰۲/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

695
۱۷