جمعه ها

توی هفته هامون کجا گم شدی

که شیش روز هفته کنار منی

هنوزم تو چیزی نگفتی به من

ولی یکسره حرفه که می زنی

می ترسم تموم شن همین هفته ها

از عشقم تو چیزی ندونی هنوز

 می ترسم بری وقتی که بشنوی

بشی شکل جمعه توی هفت روز

من از جمعه ها بی تو دل می کنم

آخه جمعه یعنی که تو نیستی

همش پا به پای قدم های تو

می دونم یه جائی تو وا میستی

 

تو روزای هفته کنار تو ام

کنار تو یعنی یه دریا خوشی

به قلّاب چشمای تو تن زدن

یه دریا اراده واسه خودکشی

بیا جمعه رُ با چشات جمع کن

یه روزم یه روزه واسه زندگی

من از جمعه ها دلخورم تا بیای

بیا چاره ای کن تو بیچارگی

من از جمعه ها بی تو دل می کنم

آخه جمعه یعنی که تو نیستی

فراری تر از حس نوستالژی ام

از این جمعه های آنارشیستی

نگار عمرانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: