آهسته تر

 

همیشه فاصله بین ما بد نیست

نگو قلب تو از من خیلی دوره

نترس از اشک روی گونه هامون

گاهی گریه به معنای غروره

نمی پرسم از احساسی که داری

تو حال و روز من رو نمی فهمی

یه وقتایی خیالم اینه که من

ندارم از تو و دنیات سهمی

من و تو مثل هم نبودیم اما

می خواستیم تا همیشه ما بمونیم

شاید تقدیرمون این باشه یک روز

کنار هم ولی تنها بمونیم

می ترسم من هنوزم که شبامو

با رویاهای خوبم خواب باشم

می ترسم که تموم این خیالات

همیشه, تا ابد یک خواب باشن

نزار بیشتر از این, وابسته تر شم

به آغوشی که جای من نبوده

همین جا هم بمونم راضیم که

خیال کنم تمومش قصه بوده

یه کم آهسته تر از من جدا شو

هنوزم از هوات نفس می گیرم

بزار آروم خو کنم به غصه

 می خوام توی ترانه هام بمیرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: