پرنده

پرنده هم میره…. میره از این خونه

دلش پر از غصه…. چشاشم بارونه

اون حس پرواز رو ….یادش رفته انگار

حالا تو زندونه ..یه سقف با چهار دیوار

یه روز دو روز ۱۰ سال…..دلش چقد تنگه

پرهای عشق اون…..چند ساله بی رنگه!

هزار و یک غم رو ..توی دلش کاشتن

توی دلش اینجا….شادی ها زود باختن

یه رنگ دو رنگ هفت رنگ… دلها مثِ سنگه

رنگین کمونش باز … چند ساله بی رنگه

این سومین روزِ …روی زمین سرد

امروز شده آروم …تنش شده بی درد

آخه دیگه روحش….رفته به اون بالا

دلگیر دیگه نیستش…غم نداره حالا

حسود شدم انگار … به حال امروزش

کاش مرده بودم من… جام، جای اون بودش!

بهار ۱۳۹۰

از این نویسنده بیشتر بخوانید: