همون شب که میری…

الفبایِ چشماتو من از بَرَم، تو لبریزی از حرفِ ناگفتنی
پُر از اضطراب و عذاب و تبی، همه لحظه هایی که تو با منی

یه شب قلبمو جا بذار و برو، برو، فکرِ تنهایی من نباش
همه ساعتا رو بیا خواب کن، روو این زندگی بذرِ “مردن” بپاش

همون شب که میری توو بیراهه ها، نفسهامو گم کن، منو جا بذار
نذار راهِ برگشتو پیدا کنم، بمونم، بپوسم توو این انتظار

شبِ چشمِ من بی تو بارونیه، میخوام این نگاه تار و بی نور شه
تو که گم کنی شهرِ آغوشمو، بذار بسترِ جسمِ من گور شه

همون شب که میری منو غرق کن، توو کابوس و هر چی شبیهِ تبه
نذار باورم شه که تو میری و، شبِ مرگِ من هم همین امشبه

نذار باورم شه که تو خسته ای، نگو گریه هاتو بیا پس بگیر
نذار من بفهمم ازم دوری و ، یه بن بستِ پوچه تهِ این مسیر

همون شب که میری نگاهم بکن، ببین تا کجا من شبیهت شدم
من حتی نگاهم نگاهِ توئه، ببین تا چه حد از خودم بیخودم!

برو قبل از اینکه چشام سر بره، از این سیلِ دردِ پر از التماس
چراغِ شبامو تو خاموش کن، جهانم اسیرِ همین سایه هاس

ولی قبلِ رفتن نگاهم کن و، همه بودمو نیست و نابود کن
توو آغوش گرمت بسوزون منو، منو کوهِ خاکستر و دود کن

برایِ من این سوختن پایِ تو، شبیهِ سقوطِ یه بیمار نیست
فقط پر گرفتن به عشقِ توئه، ببین روبروم دیگه دیوار نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • قشنگ و با احساس...... =D> @};- =D>
  • سلام زیبا بود . ممنون از شما @};-
  • سلام خانم کاظمی من ترانتون رو خیلی دوست داشتم موفق باشید لایک
  • سلام خانم کاظمی به نظر من کلماتی که به کار برده برده بودین کاملا با هم همخوانی و ارتباط داشت و همین باعث می شد شعرتون دلنشین بشه به امید روزهای بهتر @};- @};- @};-
  • ترانۀ خوبی بود روند و ساختار روانی و یکدست و شاهد بودیم اگر چه موضوع نمیتونست جدید باشه اما حرف برای گفتن زیاد بود ضربه و تاثیر گذاری رو میشد در چند جا مشاهده کرد که بارز ترینش نذار را برکشت و ... بود وزن خوب رعایت کرده بودی فقط یه جا ایراد وزنی مشاهده کردم و اون هم در مصرع " من حتی ... که من اینجا وزن کار و به هم زده به هر شکل کار زیبایی رو از شما شاهد بودم به امید کارای دیگه از شما
    • سلام آقای سپهری... ممنون بابت نظر کارشناسانه تون...با اون اشکال وزنی هم که ذکر کردید کاملاً موافقم و باید بگم تازگیا پی بردم که توی وزن این مورد یک اشکاله و نباید وجود داشته باشه، ممنون که شما هم این مورد رو به من گوشزد و راهنماییم کردید...یه دنیا ممنونم... شاد باشید و بهار... @};-
  • ziiiiiiiiiiiiiba booooooood!1 montazeram!
  • سلام مینای عزیز ترانه ی خیلی خوب و منسجمی ازت خوندم با اینکه بسیار بلند بود و لی تصاویر خوبی داشت با مصرع یکی به آخر زیاد ارتباط برقرار نکردم سقوط یه بیمار به نظرم تصویر خوبی نیست البته برای قافیه شدن با دیوار بوده عزت زیاد @};-
    • سلام آقای صادقیان... باعث افتخارمه که ترانه م رو خوندید...حضور و لطفتون باعث خوشحالی بنده هست...نکته ای رو هم که گوشزد کردید قبول دارم، درست میگید، خیلی خیلی ممنون که این نکته رو ذکر کردید، سعی میکنم منبعد بیشتر دقت کنم... @};- شاد باشید و بهار...
  • اینجا محشر بود : همون شب که میری نگاهم بکن، ببین تا کجا من شبیهت شدم من حتی نگاهم نگاهِ توئه، ببین تا چه حد از خودم بیخودم! @};- @};- @};- ولی تو این بیت تکرار نگاهم کن و در حالی که یک بار گفته بودین نگاهم کن تو ذوق میزد : ولی قبلِ رفتن نگاهم کن و، همه بودمو نیست و نابود کن توو آغوش گرمت بسوزون منو، منو کوهِ خاکستر و دود کن
    • سلام آقای سروری... ممنون شما لطف دارید...خیلی خیلی بیشتر ممنونم ازتون بابت راهنمایی باارزشتون...کاملاً درست میگید و باهاتون موافقم، توی کارای بعدی سعی میکنم این اشتباه رو تکرار نکنم...از شما دوستای خوبم بابت راهنماییهاتون یه دنــــــــــــــــــــــــــیا ممنونم... @};-
  • همون شب که میری نگاهم بکن ببین تا کجا من شبیهت شدم من حتی نگاهم نگاهِ توئه ببین تا چه حد از خودم بیخودم! خیلی زیبا بود @};-
  • =D> =D> =D> =D> =D> سکوت میکنم و لذت می برم.مرسی @};-
  • درود خانم کاظمی ورودتون به جمع دوستانه ی ترانه سرایان را ارج می نهم به واقع زیبا و ملموس بود ترانه ی خوب شما منتظر ترانه های بعدی تان هستیم با مهر == @};-
  • سلام ... روون وزیبا نوشتی... بر عکس خیلی از ترانه هایی که خوندم بدون اشکال وزنی وروون... ولی حیفه این استعداد و فقط پای ترانه های عاشقونه گذاشت... آدم امروز دردای بزرگتری داره..
  • یه شب قلبمو جا بذار و برو، برو، فکرِ تنهایی من نباش همه ساعتا رو بیا خواب کن، روو این زندگی بذرِ “مردن” بپاش این نوع نوشتن رو خیلی دوس دارم خانم کاظمی بزرگوار شما به طور کم نظیری دارید ارتباط کلماتو به هم نزدیک میکنید ولی این وزن خود به خود ترانه رو طولانی میکنی و تجربشو خیلی داشتم. ....................................................................................................................... برو قبل از اینکه چشام سر بره، از این سیلِ دردِ پر از التماس چراغِ شبامو تو خاموش کن، جهانم اسیرِ همین سایه هاس این بیتتون نشون میده که ترانه سرودن برای شما خیلی سخت نیست و خیلی خوب مینویسین. خیلی مشتاقم کارای دیگتونم بخونم. موفق باشید
    • سلام آقای شمس... تشکر بابت حضور و دلگرمیتون...شما خیلی لطف دارید به من و ترانه م...باعث افتخارمه که ترانه های بعدیم رو هم بخونید... :-) بهار باشید و سبز... @};-
  • سلام. حکایت این ترانه! دقیقا آن موضوعی که گفتم بود.پله پله!!ویا گرد گرد!!! شروع حکایت و پایانش.آفرین. کمی دقت کن.و سعی کن رونترش کنی. گاهی به خاطر یک قافیه:بیت تو خرابش نکن. و یاباکلمات پیچ وتابش نده. منتظر ترانه بعدیت می مونم. موفق باشی. راستی میدونی که من حتی یک ترانه هم تابه حال نگفتم؟! اما دیروز یکی گفتم. یه خورده شو برات می نویسم. : قروقمیش بیا خاستی ریش بیا دستامووووووووووووووووبگیر چون سیریش بیا دلم تنگه برات مث( ....)!تنگه برات صداموگوش بده خوش آهنگه برات :-)
    • سلام جناب سنائی... خوشحال شدم دیدم اینجا حضور دارید، ممنون بازم بابت این همه لطف و راهنماییهای مفیدتون...@};- ممنون، نظر لطف شماست...چَشم باز هم بیشتر دقت میکنم، به محض اینکه بتونم و مشغله های دیگه اجازه بده ترانه ی جدید میذارم... خوبه جناب سنائی! ترانه ی اولتونو خوندم! بازم بنویسید تا ما بهره ببریم... :-) باز هم ممنون بابت تمام محبتها و لطفتون... :-)
  • نذار باورم شه که تو خسته ای، نگو گریه هاتو بیا پس بگیر نذار من بفهمم ازم دوری و ، یه بن بستِ پوچه تهِ این مسیر همون شب که میری نگاهم بکن، ببین تا کجا من شبیهت شدم من حتی نگاهم نگاهِ توئه، ببین تا چه حد از خودم بیخودم! برو قبل از اینکه چشام سر بره، از این سیلِ دردِ پر از التماس چراغِ شبامو تو خاموش کن، جهانم اسیرِ همین سایه هاس ولی قبلِ رفتن نگاهم کن و، همه بودمو نیست و نابود کن توو آغوش گرمت بسوزون منو، منو کوهِ خاکستر و دود کن برایِ من این سوختن پایِ تو، شبیهِ سقوطِ یه بیمار نیست فقط پر گرفتن به عشقِ توئه، ببین روبروم دیگه دیوار نیست =D> =D> =D> =D>
  • خانم کاظمی واقعا زیبا بود خسته نباشید پاینده و مانا باشید
  • درود بر شما مینای عزیز ترانه فوق العاده زیبائی بود . خیلی به دلم نشست . فقط جسارتاً جس کردم بعضی جاها سکته داشت . البته شاید من بد خوندمش . قلمت استوار باد . @};- =D>
    • سلام خانم عبادی... @};- ممنون از حضور، لطف و راهنمایی مفیدتون، نه اشتباه نخوندید، حق با شماست، بعضی جاها سکته داره که با راهنمایی شما و بعضی دوستان گل دیگه به این موضوع پی بردم و سعی میکنم توی ترانه های جدیدم این ایراد رو تا جایی که میتونم برطرف کنم و تکرار نشه...خیلی خیلی ممنونم که اشکالاتم رو گوشزد میکنید... @};- @};- @};-
  • سلام خانم کاظمی عزیز به آکادمی خوش اومدین اولین ترانه ی زیبای شما رو در آکادمی خوندم، منتظر ترانه های بعدی شما هستم موفق باشید @};- @};-
  • نذار راه برگشتو پیدا کنم ... عالی بود از اون ترانه ها بود که من واقعا لذت بردم و به چندبار خوندنش می ارزه =D> =D> @};-
  • salam afadin movafaq bashi @};- =D> =D> =D>