چشمای ناز

وقتی چشای ناز تو، با غمزه باز می کنی

طبق طبق ترانه رو، با عشوه ساز می کنی

راه رفتن و فکر و صدات، اشکای روی گونه هات

عشقو به یادم میاره، فدای اون قدّ و بالات

کی میشینی با خنده هام، توی چشات زل بزنم

ناگفته های دلمو، با گریه هام بهت بگم

مگه میشه تنها شد و ، از دوریات گریه نکرد

مگه میشه بی خنده هات، زنده بود و سکته نکرد

تقدیم به همسر عزیزم آزیتا خانم که همه ی عشقمو مدیونش هستم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: