به جای این گلوله ها
به جای این گلوله ها
آتش و سرب لوله ها
دونه بپاش تاسیر کنیم
پرنده های خسته رو
کلید بیار تا وا کنیم
دست و پاهای بسته رو
داسی بده درو کنیم
بمبای خوشه خوشه رو
جارو کنیم با دستامون
جنگای گوشه گوشه رو
میون انفجار و خون
بالای داره /عاشقی!
اما همین قصه که نیست
آخر کار عاشقی
یه روزی آخرش میره
این شبای نامهربون
با ما دوباره خوب میشن
هم زمین و هم آسمون
پاره میشه با دستامون
طناب دار عاشقی
دنیا دوباره پر میشه
از انفجار عاشقی!!
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق