نامه آخر

تو که بودی عاشقی یه حس امن و بی کلک بود
لای برگه های دفتر پر برگ و قاصدک بود

بی تو برگه های تقویم دلو خط خطی کردم
لابلای واژه هام دنبال چشم تو می گردم

بوم نقاشی قلب تو پر از رنگ سیاهه
پشتتو نگاه نکردی، بی تو لحظه هام تباهه

حسرت یکی شدن با تو به دل مونده هنوزم
بی تو پنهونی و آروم تو ترانه هام می سوزم

آسمون قصه مون ابری و دلگیره و تاریک
بی تو پرسه می زنم تو کوچه های سرد و باریک

با نبودت همه ی وجودمو بردی به غارت
نامه ی آخرمو نوشتم امشب با جسارت

از این نویسنده بیشتر بخوانید: