افسردگی

باید چنتا زمستون شه، هوا یکم بهاریشه...؟!

اگه تنها وسرخوردم اگه غمگین و افسردم.

هنوزم دل بهش بستم،دلو به هیچکی نسپردم.

همه میگن ازش بگذر مگه گذشتن آسونه.

فراموش کردنش مثل یه مرگ سخت می مونه.

کنارمن نبود امابه یادش بودم هرلحظه.

هنوز تاحرف اون میشه دلم بدجوری میلرزه.

کنار من نبود امابافکرش زندگی کردم.

خودم رو بردم از یادو براش دیونگی کردم.

دلم گرمه به روزایی که تقویمم نمی دونه.

چه وقتی میرسه از راه برای من دیوونه.

همه غم وجود من واسه درد نداریشه

باید چنتا زمستون شه، هوا یکم بهاریشه…؟!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/120363کپی شد!
359
۲
۳

  • آزاده ربانی ترانه خیلی صمیمی و بی‌واسطه‌ست و از همون ابتدا مخاطب رو وارد یک دلتنگی عمیق و باورپذیر می‌کنه. تکرار «هنوز» و «کنار من نبود اما...» به خوبی روی حسِ ماندن و نتونستنِ دل از گذشته تأکید کرده. «فراموش کردنش مثل یه مرگ سخت می‌مونه» و به‌خصوص پایان‌بندیِ «باید چنتا زمستون شه، هوا یکم بهاریشه» از بخش‌های خوش‌نشست کاره و حس انتظار رو خوب جمع می‌کنه. 🌱 به نظرم اگر در بازنویسی، کمی بیشتر روی تازگیِ تصاویر و پرهیز از بعضی ترکیب‌های آشنا کار بشه، ترانه می‌تونه شخصیت زبانیِ مستقل‌تری پیدا کنه. خسته نباشی، منتظر ادامه‌ی مسیرت هستیم. ❤️ و لایک
  • رسول آدینه سلام کار شسته ورفته وتمیزی بود ممنون بابت نشرش