تقدیم به کسانی که حقیقت را در رویا کشف کرده اند

کاجِ کبود

… کرانه‌هایِ نازکِ نقاشیِ کاجِ کبود …
گل‌بوته‌هایِ بی‌رگِ تلاقیِ تپه و رود
لرزشِ انگشتِ قلم در لحظه‌یِ نوازشِ ؛
شن‌ریزه‌هایِ ریزشِ کوهِ بلندِ بی‌صعود

فرسایشِ تدریجیِ بالِ عقابِ بی‌سقوط
کوششِ بی‌نتیجه‌یِ دارکوبِ خسته از بلوط
نیلوفری با چشمِ خیس غرقِ تماشایِ غروب
ماهی‌گیرِ دل‌نازکی تشنه‌یِ آغوشِ سکوت

ناخدایِ بی‌خدایی رویِ اقیانوسِ شب‌رنگ
قطب‌نمایِ منحرف ، قبله‌گاهِ لنگریِ لنگ
گردابِ بی‌عاطفه‌ای عاشقِ التماسِ موج
در گلویِ ساحلِ شک انفجارِ بغضِ خرچنگ

بارانِ خشکِ بی‌ثمر کابوسِ باغِ بی‌نهال
زخمِ عمیق و مخفیِ قلبِ درختِ پرتقال
جیغِ کلاغِ نیمه‌جان در گوشِ انجیرِ مریض
فریادِ زردِ باغبان از احتضارِ بی‌زوال …

در حنجره‌یِ نیمه‌شب سمفونیِ خاموشِ زاغ
خونِ غلیظِ سرمه‌ای درونِ رگ‌هایِ اتاق
… قناریِ لالِ قفس در اتهامِ میله‌ها …
سکوتِ سرخِ شاعر از اندیشه‌هایِ بی‌چراغ

موسیقیِ عقربه‌ها ، تیک‌وتاکِ ساعتِ سبز
… قابِ لبخندِ ژکوند در غبارِ عدد و رمز …
زمان به وقتِ رخوتِ پنجره‌هایِ منجمد ؛
حافظه‌یِ جسدِ سرد تهی از عادتِ نبض !

احسان پیرحیاتی

https://www.academytaraneh.com/120203کپی شد!
98
۲

  • رسول آدینه سلام جناب پیرحیاتی اگه ممکنه گاهی با گذاشتن کاما بخصوص شروع کار کمک کنید به مخاطب که وزن دستش بیاد یا مثلا بتونه با ملودی ذهنی کار و روون تر بخونه مورد دوم جسارتاً منتظر بودم بعد ازینهمه تصاویر بکر وزیبا کار با یه بند سادهتر جمع بشه یعنی تصاویر در خدمت یه حس درونی یا اتفاق بیرونی که شاعر ازش به این تصاویر رسیده ختم بشه در نهایت نظرم بعنوان یه مخاطب شعر وترانه دوست خدمتتون گفتم دست مریزاد بابت قلمتون..همیشه سلامت باشید
  • حامد تقی خواه سلام چقدر مصرع «خون غلیظ سرمه ای درون رگ های اتاق » دوست داشتنی بود آفرین