تقدیم به کسانی که واقعیت را در رویا لمس کرده اند

وَهمِ کبود

به لَک‌لَک‌ها بگویید که جهان آبستنِ درد است
به اُردک‌ها بفهمانید که طبعِ زندگی سرد است
چرا ماهی حقیقت را به پروانه نمی‌گوید ؛
که دریاچه ورم کرده و دریا آبیِ زرد است !؟

می‌میرد در خاکِ زمین فرشته‌ای از ملکوت
می‌زند در قلبِ زمان نبضِ نگاهِ برهوت
طُعمه‌ی پاکِ مضطرب در چنگِ تارِ مُلتهب ؛
می‌چکد از پلکِ سکوت اشکِ سیاهِ عنکبوت

ماهِ قمر در عقربی بازیچه‌ی بُهتِ کویر
تَب‌لرزه‌های ممتدِ خورشیدِ تشنه و حقیر
امواجِ سُربیِ خلأ در التهابِ ماسه‌ها ؛
خون‌سرفه‌هایِ افعیِ آلوده و روشن‌ضمیر

ستاره‌هایِ منزوی در اِنحنایِ پستِ شب
ترانه‌هایِ ناقصِ جغدِ عقیمِ بسته‌لب
ماهِ عبوسِ مُنحَنی در ازدحامِ سایه‌ها ؛
صبحِ سیاهِ روشن در طالعِ گرگِ بی‌غَضَب

فاخته‌ای فاقدِ کو در جنگلی سرد و نَمور
ضیافتِ موریانه با لاشه‌یِ بدبویِ سمور
وَهمِ کبودِ برکه در شقیقه‌یِ ماهیِ سرخ
غرورِ قو قربانیِ دسیسه هایِ موشِ کور

من گوزنی رازدارم در حصارِ جنگلِ مست
انقراضِ کاج‌هایِ با صلابت خاطرم هست
در هوایِ مه‌گرفته زیرِ تیغِ مشکیِ نور ؛
خودکشیِ لاک‌پشتِ بی‌پناهی جاده را بست

احسان پیرحیاتی

https://www.academytaraneh.com/120166کپی شد!
102
۱