کشتی شکسته

کشتی شکسته

کشتی شکسته

به دریا سپردم تورو عشق من
که هرجایی رفتی دوباره بیای
مسیرت به گل خورد زمین گیر شدی
تو کشتی نبودی که دریا بخوای

نفهمیدم احساست از دلهوره ست
نفهمیدم این باد مخالف شده
از عشق هرچی گفتم به گوشت نرفت
که انگاری حرفای من بی خوده

تو کشتی نبودی به دریا بری
با طوفان و موج ها مقابل بشی
به گل خورد مسیرت زمین گیر شدی
نشد مثه من گرم ساحل بشی

اگه فاصله بین ما گم شده
خودم برج فانوس دریاییتم
مسیرت به من میخوره آخرش
ببین من چه مبهوت زیباییتم

یکم دلهوره داره این فاصله
توو دریایی که موج آرامشه
تو از خشکی دوری ولی عشق من
بازم سمت ساحل تورو میکشه

به دریا سپردم تورو تا نگی
زمینگیر دنیای آلوده ای
نگی دست تقدیر موافق نبود
چه فکر غم انگیزو بیهوده ای

من از دور دارم دست تکون میدمو
تا شاید ببینه منو راه بیاد
یه کشتی به جز مقصدش عشق من
مگه چیزی از موج دریا میخواد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: