ماه محرم

دستِ مرا بگیر بی دستِ کربلا…

دستِ مرا بگیر بی دستِ کربلا…

 

سلام

ضمن عرض تسلیتِ ایام محرم و آرزوی قبولی عزاداری‌ها‌ی همه ی عزیزان چند وقتی بود میخواستم ترانه ای رو به مناسبت این ماه مقدس بنویسم تا اینکه حسی اومد و از ته دلم چند بندِ ناچیز نوشتم :

 

عمریه تووی سکوتِ هر شبم

اسمِ تو مرهمِ زخمای منه

کسی که دچاره به باورِ تو

مگه میشه که ازت دل بِکنه…

 

عمریه وقتی که غرقِ فکرتم

حتی طوفانم واسم آرامشه

من باید موجیِ دریای تو شم

این همون احساسی که می خوامشه

 

اگه وقتایی بریدم از همه

واسه این بوده به تو وصل بشم

به دوتا دستِ بریده ی تو که

عمریه ضامنمه ، مدیونشم…

 

هیشکی باورش نمیشه عمو جون

چجوری مشکِ تو پاره پاره شد ؟!

چجوری دلی که اقیانوس بود

لبِ رودی زخمی و ستاره شد…

 

چشمای مونده به راهت عمو جون

هنوزم باور ندارن که نیای

آخه قولای تو مردونه بوده

مگه میشد تن به تن از پا درآی…؟!

 

عمریه تووی سکوتِ هر شبم

اسمِ تو مرهمِ زخمای منه

کسی که دچاره به باورِ تو

مگه میشه که ازت دل بِکنه…

 

 

اگه وقتایی بریدم از همه

واسه این بوده به تو وصل بشم

به دوتا دستِ بریده ی تو که

عمریه ضامنمه ، مدیونشم…

 

ترانه و دکلمه : میلاد ببری

میکس و تنظیم : آرمان عسگری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: