نقد پذیری
متاسفانه مدتیه پای اکثر کارهای دوستان که حاضر میشم میبینم بحث ودعواس . این مسئله خیلی ناراحتم کرد بخاطر همین این ترانه رو نوشتم، قبل از اینکه جبهه بگیریم و عکس العمل نشون بدیم ، یکم در مورد ماهیت وجودی خودمون و رسالتی که بعنوان یه شاعر و ترانه سرا و یک فرد فرهنگی داریم فکر کنیم …!
خیر سرم اهل ادب اسممه (من نوعی) … جنگ و جدل امــا همش رسممه
تا چش واکردیـــم دیدیــــــــم انقلابه …… "شاه گریخت " قصه ی قبل خوابه
راه افتادیم ، جنگ با عراق شرو شد …… توپ و تفنگ و مین و دوشکا رو شد
با توپ و تانک چونکه بزرگ شدیم ما ….. شاید رسیـــــــده کارمون به اینجــا !
هر کی میگه غلـــط توی کــــارتــــه ….. میگیم "بیشین بابا" تو چی بارتـــه؟!
طاقت نقد و نداریــــم خیلـــی مون …… چه بد میشه حرفای این شکی مون!
تمــدّن ایرونی مـون کجـــــا رفت ؟ …… پس چرا هرچی رشته کردی وا رفت؟
تو رسم کار یه چیــزو خوب میدونم …… همیشــــه حق با مشتریـــه جونـــم !
حتّی اگه اشتبا باشــــه حرفـــاش …… باید که مهربون بــــاشی تو باهاش
خــــدا بهت یه لطف ویژه داشتــــه ….. ســــــرودن و تـو طالعت گذاشــــته
قــــدر محبتاشو بیشتــــر بــــدون ……. با بنـــده هاش همیشه باش مهربون
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی