زمستون
خستگیمو طعم سیگار
این زمستون دود کرده
گر گرفتم من ولی باز
این هوا بدجور سرده
یه پک از سیگار لبهات
رو به این دنیا نمیدم
اهل برف و سوز و سرمام
تازه به گرما رسیدم
با خیال غلت خوردن
رو تن برف زمستون
شعر شعله های هیزم
مرد یکه تاز میدون
رفت و برگشت یخ و آب
تو ترک های عمودی
توی کلبه،طعم میگو
مزه ی میگوی دودی
سوز و برف و دود سیگار
کلبه های چوبی ما
یادگارم خاطره هاست
یادگار روز زیبا
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق