تنهایی . . .
رفتی حالا بعداز3سال و2ماه و18روز
دارم میسوزم اینجا بعد از اون روز
جای قلبت روی انگشتام خالیه
یعنی حالاجای اون توی انگشتای کیه
گلت خشک شده بی جونه
دلش از نبودنت خونه
تو رفتی خیلی ارومی
دلت نسوخت واسه اونی
که اینجا تنها و غریبه
داره از نبودنت جون میده میمیره
دیدی صورتم خیسه خیسه
دیگه لبهام نمی خنده
ولی تو گفتی خیلی ساده
دلم بدون تو شاده
ولی باز می مونم چشم به راحت
تابیای بمیرم واسه ی برق نگاهت
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی