میوه فروش محل
میوه فروشمون رو
امروز دیگه ندیدم
حتی صدای دادش
تو کوچه را نشنیدم
مادرم گفت که شاید
ماشینش پنچر شده
یا تو کوچه بغلی
مشتریش پیدا شده
من گفتم اگر
ببینمش دوباره
میخرم از میوه هاش
هر اندازه که داره
اما دیگه نیومد
آقای میوه فروش
چونکه دیگه شده بود
داماد دختر عموش
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی