اخطـــار
می نویسم دوباره با اخطار
از تمام و کمال این تکرار
از غزلگردی شبانه من
مرکزی بودنت در این پرگار
صندلی زیر پای من محکم
او خبر می دهد ز چوبه دار
شاید از ادعای ماندن تو
یک غزل مانده و کمی اصرار
چشم هایت حقیقتی روشن
حرف هایت دروغ بی اقرار
کج نهادیم خشت اول را
تا ثریا رود کج این دیوار
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد