هزاره ی سوم
انگار هزار قرنِ
عقربه خوابیده
ساعت روی صفره
لحظه تو تردیده
تقویمِ میلادی
روزاشو گم کرده
دنبالِ فصلی نو
هر گوشه می گرده
ویروسِ تنهایی
تو آدما پخشه
دلبستگی جاشو
به کینه می بخشه
انگار تبِ دنیا
رویِ صدِ امشب
می میره دنیا از
تن لرزه ی این تب
وقتی از این برزخ
راهِ فراری نیس (ت)
حتی به اعجازم
هیچ اعتباری نیس (ت)
حالا جهان مرده
امشب زمان تنهاست
ثانیه ها میگن
این آخرِ دنیاست
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد