مــرگ مـن
لــبِ تــو میــخنده بــانـو ، مــرگ مـن شده سُرورت
چــیه چـشمــاتـو میـبندی ، مـگه خـنده داره حـالم
میــدونـستی خیلی تنهام ، تو شکستی پَر و بالم
دیــگه حتی ایـــن دقــایــق ، دارن از بــودن گــلایــه
آره از مــونـدن میترسم ، چـون شدم اسیـرِ سـایـه
دیــگه تــکـراریِ حــالـم ، هــیـچ کــی بــاورم نـــداره
هیچ کی نیست با من بمونه ،آره باختم من دوباره
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق