گذشت روزگار خدایی عشق
تو این قرن قحطی مردونگی
که فرقی نداره غم و زندگی
تو فکر رسیدن به شادی نباش
روی سنگ خارا تو گندم نپاش.
همه فکر یه گوشه ی راحتن
دوپا ها نه ادم ، به پا ساعتن!
گذشت اون زمونی که از عاشقی
یه دفتر پر از مهربونی بگی!
گذشت روزگار خدایی عشق
تواین قرن تلخ گدایی عشق
حالا مهربونی و دیوونگی
شده معنایشون تو دلها یکی!
به احساس بدبین ترین مردیم
خداییش اسیر دوتا گندمیم.
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی