محتاج
جای خالیت کنار من چقدر سخت تو میدونی
سکوت بی تو بودن رو چه با غصه تو میخونی
نبود تو کنار من ، منو محتاج عکست کرد
صدای خنده ات ای عشق منو وابسته خود کرد
من و از دل رهایم کن ،تو که آغاز این رسمی
تو این بغض پر از احساس،تو پرشور و پر از رحمی
بیا دستات و تو دستام بگیر و با من همدل شو
ببین دردی تو سینه ام است، بیا مرحم این درد شو
نگاه خیسم ودریاب،من و محتاج رحمت کن
کشم پنجه به هردیوار ،من واز شب رهایم کن
شب و تا صبح بیدارم به امید نگاه تو
سحر شرمنده است از من،به یک لبخند کفایت کن
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی