عوض شدی!
گاهی وقتا یه جوری حرف میزنی انگاری هیزم تر فروختمت مثل بچه ها بهونه میگیری که بِدَم بیشتر از این بها بهت
“عوض شدی”
گاهی وقتا یه جوری حرف میزنی
انگاری هیزم تر فروختمت
مثل بچه ها بهونه میگیری
که بِدَم بیشتر از این بها بهت
خیلی وقته با هم آشنا شدیم
اما انگار منو نشناختی هنوز
عین اون غریبه ها شدم برات
میرسی بحرف من خودت یه روز
قبلنا اخلاقت این جوری نبود
انگاری چند روزیه عوض شدی
دلمو با طعنه هات میرنجونی
گیر میدی بهم همیشه بیخودی
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی