بارون

بارون

مگه می‌شه تو باشی  بارون نیاد؟ 

عشقت به این دلِ دیوونه، میاد

ببار رو تن تِشْنِگی  های من 

مگه دلم جز تو کسی رو می خواد‌ 

تو باشی غم میره یک‌سره از یاد 

خدا تو رو واسه دلم فِرِستاد 

نفس می‌کشم توو هوای چشات 

که هیشکی مثلِ تو نجاتم نداد

ببار رو تمومِ شبای بدم

نجاتم بده که بهت رو زدم

دلم تنگِ آغوش گَرمِت شده

من از بی تو بودن به تَنگ اومدم

به موهات بگو که باهام راه بیاد 

که عطرش بپیچه، توو دستای باد 

توو تاریکیِ این مسیرِ غریب 

نشونیتو بارون به دست من داد

حساب تو از کُلِ دنیا جداست 

نگاهت واسه من تهِ انتهاست 

تویِ اِمتِدادِ همین  عاشقی 

تماشایِ تو بهترین ماجراست

شادن کچویی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/120271کپی شد!
23
۲
۱

درباره‌ی شادن كچويي

در حال تجربه و مشق کردنِ دنیای کلمات هستم. از غزل به ترانه رسیده‌ام تا با زبانی ساده، روایت‌گرِ احساساتِ امروزی باشم. با من در اینستاگرام در ارتباط باشید: @sh_kachooei.65 ایدی بله shaden68