جنونِ ساعتی

جنونِ ساعتی

تو جاده ی بکر چشات یه عمره حسرت میخورم

یه عمره با پلک زدنت روز و شبا رو می شمرم‌‌

من گم شدم تو یه جهانِ بی‌هدف، بی‌سرنوشت
تا چشمِ تو پیدا شد و تقدیر از اول نوشت

ورق زدی دنیایِ تاریکِ منو با خنده‌هات
یه روحِ تازه دادی به، این آدمِ سر به هوات

حالا دلم قرصه به این، آرامشی که با منه
برای زنده بودنم، قلبِ تو داره می‌زنه

بمون که بی تو می‌شکنم، توو این سکوتِ لعنتی
تویی که می‌فهمی منو، توو این جنونِ ساعتی

تویی رگِ حیاتِ من، توو این جهانِ یخ‌زده
امیدِ موندنم تویی، توو این هوای غم‌زده

نفس بکش تو قلب من تا پُر شم از هوای تو‌
که نبضِ من نمیزنه بدون خنده های تو

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/120116کپی شد!
131
۴

درباره‌ی شادن كچويي

در حال تجربه و مشق کردنِ دنیای کلمات هستم. از غزل به ترانه رسیده‌ام تا با زبانی ساده، روایت‌گرِ احساساتِ امروزی باشم. با من در اینستاگرام در ارتباط باشید: @sh_kachooei.65 ایدی بله shaden68