کوک
کوک
یه عکس از گذشته توو دست منه
نگاهت دوباره صدام میزنه
چه لبخندی جا مونده روی لبات
که خندیدنت بغضمو میشکنه
پر از عطرِ بارونه موهای تو
دلم نمنمک ، مو به مو ، جای تو
منم خیسِ خیسم ، یه بارون زده
که چشمام میباره توو چشمای تو
شبا پیرهنت رو بغل می کنم
نفس رو توو عطرِ تو حل می کنم
تووی آینه ها با تو حرف میزنم
با رویای تو درد و دل میکنم
بیا پل بسازیم از این فاصله
رها شیم از این بغض و این دلهره
بذار پاک شه خیسیِ گونههات
بریم تا همون روزِ پُر خاطره
بذار غرق شم تووی عمق نگات
بذار مست شم توو شبِ بوسههات
میخوام نبضمو با تو کوکش کنم
که بیدار شم با طلوعِ چشات
شبا پیرهنت رو بغل می کنم
نفس رو توو عطرِ تو حل می کنم
تووی آینه ها با تو حرف میزنم
با رویای تو درد و دل میکنم
شادن کچویی
ترانه همدست
داستان؛ منم همیشه
چهار پاره
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو