« مفسد‌فی‌التن «

 « مفسدِ‌فی‌التَن »

٫٫ طاقتِ.. دل‌بـرده‌ام
دل.. زده‌ام، مرده‌ام
از هـمـه افـسـرده‌ام
بـغض فروخورده‌ام٫

٫ سـرخی خاکستـرم
سوز جهان در سرم
با تنِ مـن انجمـاد..
دوزخـیان در بـرم ٫

٫ تــشـنـه‌ی آرامـشـم
غـــرّش بـی‌بـارشـم
بـخـشـش بـی‌مـنـتـم
حسرتِ بی‌خواهشم ٫

٫ در پـی انـســ‌آن مـنـم
پـیـکـر بـی‌جـان مـنـم
خوب‌تـر از خوب.. تـو!
هرچه بد است آن منم ٫

٫ مـستعـدم، جانـی‌ام
حـــادثـــه‌ای آنـــ‌ی‌ام
از پـی‌ام آبادی است!
در پــی ویـــرانــی‌ام ٫

٫ دردِ پـرآکـنده‌ام
از غمـی آکـنده‌ام
در جسدی زنده‌ام
قـالبِ بـازنـده‌ام! ٫

٫ چــرخِ فـلک خـورده‌ام
چـوبِ فـلک خـورده‌ام
بر.. به چه‌ها.. خورده‌ام
پی.. به چه‌ها.. بـرده‌ام ٫ل

بنده به یک‌تَن منم

آن ســـرِ‌بـی‌تـن مـنـم
باز تو گو، هرچه هست
آن، تو بگو، این، منـم! ٫

٫ با طِن سَرخورده‌ام
قلـبِ درونْ‌مــرده‌ام
خـاطره‌ام آرزوست
خـــاطــرِ.. آزرده‌ام ٫

٫ بغـض فرو‌خورده‌ام
از هـمـه افـسـرده‌ام
دل.. زده‌ام، مـرده‌ام
طاقـتِ دل.. بـرده‌ام ٫٫

« پایان »

https://www.academytaraneh.com/118766کپی شد!
146
۱
۲

درباره‌ی حمید اسم خانی

از «به وقت عشق» نگذریم ، به مجموعه‌ای به نام «نانوشته‌ها»/مجموعه داستانک/ کتاب تازه‌ای, از واهمه این که بوی کهنه‌گی بدهد, با کیفیتی قابل قبول, ناچار چاپ و راهی این بازار بی‌خریدار پرمشتری شد. باز هم: به نام «نانوشته‌ها»/مجموعه داستانک/ کتاب تازه ای, از واهمه این که بوی کهنه بدهد, با کیفیتی قابل قبول, ناچار چاپ و راهی بازار بی‌خریدار پرمشتری شد .www//academytaraneh.com/author/takderakht/ /زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جاندکند تنم، عمر خسابش کردم/ /یک زمانی بود خودهای حقیقی در دل خود داشتیم بس به ذهن خویش کدهای مجازی کاشتیم.. .... این دومین پروفایل بنده است، چرا که رمز و راز پروفایل قبلی ام را فراموش کردم و پیدا نشد که نشد... https://www.adinehbook.com/gp/product/6009030163 https://www.aparat.com/v/ia2SO .