ترس
- همیشه ترسم از مرگِ حسّم بود
ترسم از بی حسیه قلبم
ب عکسایی ک داریم بود
چ سخته
نگاهت میکنم حسی نمیبینم
نکاهم میکنی حسی نمیبینی
ببین
دیگه قلبم نمیلرزه
دیگه بوتو نمیفهمم
دیگه دستام نمیخوادت
چ سخته
گمونم آخر راهه
چ راهی توی ذهنم باتو میدیدم
چ ویرون کردی این راهو
دیگه
راهی نمیبینم
تمام رو ب روم بن بسته، بن بست
تمام پشت سر ویرون
چ راحت بود برات رفتن
چقد سخته برام موندن
خداحافظ نشونه آرزوهای قشنگ من
نیاد روزی پشیمون شی از این رفتن
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد