واژه ها
واژه های خیس و بارونی من
از غم نبودنت زاده شدن
چشمای منتظرم به یاد تو باز دوباره
قطره قطره نم نمک اشکی شدن
ساعتو رو شونه های من نذار
من به لحظه هم تحمل ندارم
از نوای زمهریر عشق من
آسموناهم به گریه اومدن
ساعتو رو شونه های من نذار
لحظه ها پر شدن از حادثه غربت من
بغضمو میشکنن و نمیرسی به داد من
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد