سقوط
از پرتگاه چشم تو سقوط میکنم فقط
من بی اراده زیرلب سکوت میکنم فقط
باهر اشاره پیش تو هی پوچ بازی میکنم
تصمیم میگیرم برم هی صحنه سازی میکنم
تقدیر من بی اختیار با دست تو نوشته شد
بحران این روزای من کمبود یک فرشته شد
بحران زندگیه من من در کنار تو خوشم
نفرت رو تو این رابطه هرجا که باشه میکشم
پیشت عذاب میکشم دردیرو حس نمیکنم
من با خیال تو خوشم سردیتو حس نمیکنم
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد