بی خبر
بعضی وقتا آدما ، یه دردی تو دلاشونه
دردی که برای مردم ، همیشه بی نشونه
دردی که ظاهر اون تو خنده هاشون پنهونه
ولی پشت خنده ها ، یه قلبه که پریشونه
قلبی که واسه خودش همیشه از غم میخونه
ولی واسه دیگری ، بشکنو بشکن میخونه
دیگری خبر نداره ، که دل طرف چه خونه
نمیدونه که طرف چه مهربونه
که با خندهاش نذاشته ، کسی از غمش بدونه
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد