بی نشون
مومن و خاموش،دستاش چه سردِ
جونی نداره،مثه یه مردِ
عاشق خورشید،صبح و ندیدِ
تصویردریا،چشماش خشکیدِ
طعنه به زنجیر،رها تو بادِ
آروم و بی غم،حالا آزادِ
بانوی بارون،آخر قصه
نیلی چهرش،داره می رقصه
اشکای مادر،صدا ندارِ
می لرزه از درد،خیره به دارِ
گمشده پرپر،نشونی دارِ
چشم خدا باز،داره میبارِ
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد