مزرعه ی سبز
هردومون خوب یادمونه
که چه روزگاری داشتیم
تویه اون مزرعه ی سبز
بزر لبخند و می کاشتیم
یادمونه که جدایی
واسمون لحظه مرگه
روزسخته بی تو بودن
روزه آغازه تگرگه
تو نزار مزرعه هامون
جز مترسکاش بمونن
با سکوتت منو نشکن
بزار بلبلا بخونن!
روز اول جدایی
روز آوار و تگرگه
روز سخت بی تو بودن
واسه من لحظه ی مرگه
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد