مجنون
نمیدونم چرا گاهی همش تو فکر یک راهم
که خوب و سالم و راحت بمونیم ما دو تا باهم
همش در حسرت اینم که تو همراه من باشی
شده حتی واسه یک شب بشی ماه شب تارم
چقدر سخته برام وقتی همش تو فکر این باشم
که من تنها به دید تو یه دیوونه ی بیمارم
ولی عشقم بدان این را که من با این همه سختی
هنوزم تا نفس دارم میگم مجنون احلامم
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد