تصمیم
مات و مبهوت تو میشن،لحظه لحظه های دوری
همه چی اینجا دروغه،مثل خنده های زوری
همه چی رنگ سیاهی،رنگ چشمای نجیبت
همه چی غرق گذشتن،مثل تصمیم عجیبت
میرم از یادِ تو آخر اما اشکالی نداره
میل موندن رو نداری،عشق که اجباری نداره
ولی لحظه های دوری مثل رگبار بهاره
وقتی چشماتو می بندی رو سرت غصه می باره
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد