از تو دورم

امشب به یادم نبود که دیگه از تو دورم

پیچید صدای خندت تو لحظه های کورم

فکر تو از من گرفت وجودمو قرارم

چون که بدون چشمات تو قصه ها سوارم

تو بودی باتو بودم ، شدی همه وجودم

ترانه هامو هر دم به یاد تو سرودم

ولی تو رفتی راحت ، ندیدی غصه دارم

توجهی نکردی به چشم من یه بارم

آخه چه جوری هر شب بدون تو سر کنم ؟

چه جوری این عشقمو کم تر و کم تر کنم ؟

مگه نگفتی با من تا آخرش می مونی ؟

باور نمی کنم من که تو هنوز همونی

همون که لحظه هاشو به پای عشق من داد

حالا به من می گه که دیگه منو نمی خواد

همون که حتی اسمش تسکین واسه ی من

همون که بی یاد اون این لحظه ها نمی رن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: