من از تبار دردم!
تو رفتی و بهونه هام سبدسبد ترانه شد
بهونه خواستن تو ببین چه عاشقانه شد
چشام هنوز منتظره منتظر نگاه تو
یه بار بیا به جای من همدم این ترانه شو
من از تبار دردم نه از تبار بی کسی
قفل سکوتٌ بشکنو بگو بدادم می رسی
من از کنار بغض ها با تو عبور میکنم
با هر قدم که پیشمی حس غرور میکنم
از تو نوشتن واسه من از همه چی مهتره
منو به اوج عاشقی همین ترانه می بره
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد