بدونی
زیر رگبار ترانه, توی این مسلخ خونی
یه ترانه هست که میخوام, قبل رفتنم بدونی
بدونی که تو هجومِ, زخمای بدون مرهم
تنمو سپرده بودم, به نوازشای شبنم
بدونی که بی تو توی,این خیابونای تاریک
قدماتو می شمارم, به یاد روزای نزدیک
بدونی که این شکسته, بی تو طاقت نمیاره
زیر تازیانه های, این شب وحشی می باره
حالا من افتادم اینجا , زیر رگبار ترانه
تو غروبارو ببین که, رد خونمو میاره
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد