واژه های مخملی (شعر)
برای فروش در سایت
واژه های مخملی
هواتو به تنم بزن، هوایِ حالِ خوبِ من
تو ماجرای هر شبی، طلوع هر غروب من
نگاه کن که بی هوا، امید از تو روشنه
دلِ پُر از بهونه ی شکسته با تو می زنه
توو قلب سبزِ زندگی، تو راهِ بینِ جنگلی
تو حسّ عاشقونه ای، توو واژه های مخملی
هوای با تو بودنم، منو به بند می کِشه
از اومدن شروع کن که باورِ تو، غم کُشه
بگو هنوز بامنی، که میرسی به دیدنم
حضورِ تو مساویِ به آسمون رسیدنم
عزیز این غریبه ای، یه لحظه اعتراف کن
مسیر اعترافتو به اومدن طواف کن
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد