بوم بی قفس
دلم گرفته از همه
یه عمری باشی ام کمه
انگاری بارون اومده
رو گونه های من نمه
دلم میخواد پر بکشم
عاشقی رو سر بکشم
قفس نداره بومه من
یه بومه بی در بکشم
دلم نداره پنجره
بغض تمومه حنجره
بهتره فریاد بزنم
قد هزار تا پنجره
دلم میخواد بهانه شم
گم تویه این زمانه شم
تا تو بمونی پیش من
محو همین ترانه شم … کیوان
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد